16 ماهگیت مبارک

سلام به روی ماه پسر نازم
امروز دوباره از فرصت استفاده کردم و اومدم تا از خاطرات شیرین کودکیت بگم
روزایی که گذشتن روزای قشنگی بودن مثلا جمعه 11 اردیبهشت پسر گلم 16 ماهه شد

شنبه هم که چندتا مناسبت با هم بود اولیش ولادت امام علی (ع) بود
دومیش هم
روز پدر بود
وهمچنین روز معلم
جمعه ناهار خونه ی آغاجون اینا بودیم ،غروبش هم رفتیم رامسر خونه ی باباجونی شب رو
خونه ی خاله مریم جون بودیم که کلی از فضای خونش استفاده کردیم رو عکسا دلیل حرفم
رو برات میگم
اینجا حیاط خونه ی خاله مریمه که پر از درخت پرتقاله ،همشون هم پر شدن از شکوفه های خوش بو
انگار که تو هوا خوش بو کننده زدن 




عزیز دلم از احوالات این روزات باید بگم که دندون 12 هم در اومد ،شنبه فهمیدم ،(دندون جلویی سمت چپ)
دیگه اینکه راه میری و سرت رو میدی بالا همش میگی ادی و میخندی بعدش هم کله پا میشی
یا اینکه راه میری و دستات رو محکم مشت میکنی و بلند جیغ میکشی
خیلی این کارات رو دوست دارم اما همش میفتی و من از ترس و هول دیگه دارم میمیرم
هنوز خودت نمیشینی و بلند نمیشی اما دیشب که بیدارم کردی دیدم که نشستی 
عاشق بیرونی ،بابایی که باید یواشکی از خونه بره بیرون خلاصه ماجراهایی باهات
داریم که فقط خدا میدونه
عزیز دلم در کنار همه این چیزا از اینکه تو رو دارم خیلی خوشحالم
دوستت دارم عزیزم




16 ماهگیت مبارک 












